تبليغاتX
Farvahar(nikouee)
Photobucket *( انساندوستی ) * ( گذری بر اندیشه ها )*


*( انساندوستی ) * ( گذری بر اندیشه ها )*

* تاریخ - هنر - شعر - فرهنگ - زندگی نامه - سخن ها - و ...*

 

 

 

  

رنگ جز لاينفک و ضروری زندگی و محيط پيرامون ما
انسانهاست با کمک رنگ می توانيد احساسات خود را بيان کنيد.

 آيا می دانيد چه رنگی را ترجيح می دهيد و چه شخصيتی داريد؟

 

شخصیت شما

احساس شما نسبت به آن رنگ مورد نظر

ميل به زندگی در شما بسيار زياد است.همواره خواهان رسيدن به موفقيت بوده ، سبقت جو ، شجاع و پر تکاپو هستيد.بسيار پرشور و هیجان و در عين حال بسيار آتشين  مزاج و احساساتی.خود رای و متعصب بوده و چندان صبور نيستيد.در حالی که مودبانه مشغول گوش دادن به سخن ديگران هستيد.در عين حال فکرتان متوجه انجام کارهای ديگر است .مردم با قرار گرفتن در کنار شما احساس شور و هيجان می کنند.

تمایل

رنگ قرمز

 از پرخاشگری و شور وحرارت بیزار هستید. افراد زود رنج،تند خو،عصبی،کج خلق، بیمار ،خسته،از پا افتاده،سر تا پا فشارو تنش عصبی از رنگ قرمزخوششان نمی آید و جهت تمدد اعصاب استفاده از رنگهای  سردتر و آرام تر  را تر جیح می دهند.این قبیل افراد حالت تدافعی دارند.

تنفر

شما بی اندازه خوش بين ،متکبر،رويايی و خواهان معنويت هستيد.عاشق چالش بوده وبه همه چيز ابراز علاقه می کنيد.در عالم دوستی فردی بسيار قابل اطمينان بوده و از طبيعت گرم و صميمی بر خورداريد.گاهی خودخواه هستيد

تمایل

رنگ زرد

فردی هستيد اهل عمل،بسيار فعال ،واقع بين و منطقی و با افرادی که فاقد چنين  خصوصياتی هستند ميانه خوبی نداشته و به شدت از آنها اعتقاد می کنيد.

تنفر

این افرا د ،آمیزه ای از شخصیت های افراد متمایل به رنگ های قرمز و زرد را دارا هستند. این قبیل افراد سخت کار می کنند،ماجرا جو و پر شور و حرارت هستند. بسیار خوش اخلاق بوده و افرادی مهربان و دوست داشتنی هستند.

تمایل

رنگ نارنجی

تظاهر و جلوه فروشی برايتان  اصلان  جالب و خوشا يند نيست .دوست دارید بيشتر وقت خود را در خانه سپری کنيد،از خود نمايی بيزاريد .وقتی با کسی دوست می شويد اين دوست ابدی است.   

تنفر

شما نیز دنیای پیرامون خود را دوست دارید اما نه به اندازه ی افرادی که از رنگ قرمز خوششان می آید .مهربان ،خوش رو، با استعداد،خوش ذوق و تا اندازه ای احساساتی و رمانتیک هستید.

گرم ،صمیمی،دوست داشتنی هستید.احساسات خود  را خیلی زود بروز نمی دهید.

تمایل

رنگ صورتی

کمتر کسی پيدا ميشود که از رنگ صورتی خوشش نيايد اگر شما جز اين عده ای می توان گفت که در جستجوی هيجانات زندگی هستيد .بايد توجه داشته باشيد که رنگ صورتی بسيار بی روح است.         

تنفر

                                                                                   

 

 

|

 

 
 

آيا شما از آنكه برخی از اشخاص چگونه با زندگی كنار می آيـنـد

شگفت زده نميشويد؟ آنها هميشه تيز هوش، خوش رو و

با نشاط هستند و هيچگاه دربرابر دشواری ها تسليم نشده

و در هنگام روبرویی با دشواری ها استوار می ايستـنـد.

 و دربرابر اشخاصی هستـنـد كـه همـواره شـاكی بـوده و گـلـه

می نمایند، از كاه ٬ كوه می سازند و زندگی را بـا ترش رویی

سـپـری می كنند. هر كسی به نوبه خود دارای دشواری ها،

ترسها و تنشهای ویژه به خود می بـاشـد امـا اگـر

شما بياموزيد كه چگونه با آنها كنار بياييد در پـايان پيروز از

ميدان بیرون می روید . بـرای بـرآمدن از پــس دشواری ها

 به نكات زير توجه فرمایید :

*****


۱- به خودتان بگوييد كه ...

 ميتوانيد از پس آن برآييد:

 نـه دشواری و نـه تـوانايی خود را برای برطرف نمودن آن

 دشواری دست كم نگيريد. مـمـكن اسـت عـادت كـرده بـاشيـد

 تا با سختیها و دشواری ها سـطحـی بـرخـورد كـرده و يا آنها

را ناديده بنگريد تا هنگامی كه آنقدر بزرگ می گـردنـد

 كـه نمی دانيد كه چگونه و از كجا شروع نمایید. بـه یاد 

 داشته باشيد كه هيچ دشواری آنقدر بی اهميت نيست كه

 آن را ناديـده بنگريد. بجای آنكه دشواری ها را پنهان نمایید

 آنها را جدی بگيريد و درتلاش باشید تا آن ها را برطرف نمایید.

 

۲- قدرت در دستان خود شما است:

 شـما توانایی آن را داريد تا دشواری خود را بر طرف نمایید

و يا به دشواری خود دامن بزنيد. اين بـستگی بـه آن دارد كه

واكنشتان نسبت به آن دشواری مثبت باشد و يا منفی .

 واكنش منفی معمولا شامل : احساس تهديد و خـطـر

 نـسـبت به دشواری مي باشد كه يك واكنش زنجيره وار 

را پديد می آورد . فرد بـيمناك ، احـساس خشم توام با نفرت

در خود مي كند . نفرت و خشم تنها مشكل را وخيم تر می نماید.

برای مثال : اگـر شما اضافه وزن داشته باشيد از آنكه زياد غذا

 مي خوريد از خودتان متنفر می شويد . شـمـا می بايد مثبت

بيانديشيد. خود را دوست بداريد سپس خواهيد ديد كه اراده

تغيير شكل ظاهری خود را در خويش خواهيد يافت.

 

۳- از كاه، كوه نسازيد:

 آيا عادت داريد تا دشواری ها را اغراق آميز جلوه دهيد. اگـر شما

 بيكار هستيد اين بدين مفهوم نيست كه هيچگاه توانا نخواهيد بود

 شغـلـی بـيابيد. و يا اگـر شـركــتتان از رونق افتاده بدين مفهوم

 نيست كه به پايان خط رسيده ايد. بـه یاد داشته باشيد كه بسياری

 از اشخاص ديگر درشرايط بسيار بدتری نسبت به شما قرار

دارند. دشواری را از نگرش ديـگری بنگرید و از خـود بپرسید

بـدتـرين حادثه ای كه ميتوانست برای شما روی دهد چه چيز

ميتوانست باشد ؟ آيا ميتوانم آن را برطرف نمایم ؟

 

۴- از شاید ها نیز آگاه باشید:

هـر دشواری  راهی دارد و بـقول معروف

 پايان شـب سيه سپيد است.

 باور داشته باشيد جای دشواری ای كه برايتان پيش آمده

ميتوانست دشواری ای  بس وخيم تر و مصيبت بار تر

 برايتان رخ دهد كه چنين نشده.

 

۵- متعهد به خود باشيد:

 اكثر افراد شكست می خورند نـه بـخاطر آنـكه فــاقد هـوش،

فراست، توانايی، فرصت و يا استعداد می باشند، بلكه به اين دلیل

 شكست می خورند كـه از دشواری های خود به عنوان بهترين

فرصت ياد نميكنند.

( كـه ميتوانند از آنها درس بگيرند و يا آن را

به سمت و سوی دلخواه خود سوق دهند)

 شما توانایی پیروزی را دارید در صورتی كه اشتياق خود را

 به زندگی از دست ندهيد حتی اگر زندگی تهی و پوچ به چشم آيد .

 

۶- گفتگو نمایید - گوش دهيد:

بياد داشته باشيد كه كليد گشایش دشواریتان بـيشتر اوقات

در دست شخص ديگری غير از خودتان است .

هرگاه نياز به یاری داريد قدم پيش بگذاريد و درخواست 

یاری نمایید . درخواست یاری کارناپسندی نمی بـاشد.

در حقيقت بيشتر از آنكه می انديشيد ديگران به یاری شما

خواهند شتافت.

۷- بيانديشيد، بيانديشيد و باز هم بيانديشيد:

 از خـود بپرسید كـه براستی دشواری شما چيـست؟

 آيـا بـيـكاری است و يـا اعتـمـاد بنفس پايين؟

دشواری  شما نداشتن سرمايه لازم می بـاشد و

 خستگی و بـی حوصلگی؟

چگونه می توانيد دشواری خویش را برطرف نمایید؟

بدقت به دشواری خود بپردازيد و سپس مرحله به مرحله

آن رابرطرف نمایید.

۸- در انتظار چه چيزی ميباشيد ؟:

 معجزه هـا بـه خـودی خود روی نـمي دهنـد ايـن شـما هستيد

 كه بايد آنها را بیافرینید. اگر دشواری داريد گام نخست را پيش

گـذاشـته و آن را برطرف نمایید . بجای آنكه منتظر بمانيد

تا دشواریتان خود به خود برطرف گردد. آگـاه بـاشـيـد كـه

دشواری ها با گذشت زمان بدتر و جدی تر ميـگردند.

 پس اگر براستی خواستار آن می باشيد تا دشواری هایتان

 را برطرف نمایید گام پيش بگذاريد و از پس آن برآييد.

 

۹- خود انگيخته باشيد:

شمـا تـنـها فردی هستيد كـه توانا بـه تـحـت تـاثـيـر قـرار دادن

اندیشه هایتان می باشيد. اشخاص تنها می توانند شما را رهنمود

نمایند ولی سرانجام اين تـنـها شما می باشيد كه می توانـيد ايجاد

 دگرگونی نمایید . بيشتر اوقات اين دشواری نيست كه

بايد برطرف گـردد ٬ بـلـكه اتـخـاذ تـصميم برطرف

کردن آن دشواری از سوی شما است كه اهميت دارد

كه برخی اوقات افراد شهامت آنرا ندارند.

 
 

 

|

 

دیوار ،

سقف ،

دیوار ،

ای در حصار حیرت ، زندانی !

ای در غبار غربت ، قربانی !

ای یادگار حسرت و حیرانی !

برخیز!

ای چشم خسته دوخته بر دیوار!

بیمار ،

بیزار ،

تو ، رنگ آسمان را

از یاد برده ای

از من اگر بپرسی

دیری است مرده ای !

خود را نگاه کن ، به چه مانی

غمگین درین حصار ،

به تصویر!
........

بیرون ازین حصار غم آلود

جاری است زندگانی ، جاری است

دردا که شوق ، با تو غریبه است

دردا که شور از تو فراری است

برخیز ،

در مرهم نسیم بیاویز!

هر چند زخمهای تو کاری است!

.........

ای چشم خسته دوخته بر دیوار

برخیز و بر جمال طبیعت

چشمی میان پنجره واکن .

همچون کبوتران سبکبال

خود را به هر کرانه رها کن

از این سیاه قلعه برون آی

در آن شرابخانه شنا کن

با یادهای کودکی خویش

مهتاب را به شاخه بپیوند !

خورشید را به کوچه صدا کن !

برخیز!

...........

تا یک نفس برای تو باقی است

جای ِ به دل گریستنت هست

وقتِ دوباره زیستنت نیست

برخیز!

 

|

 

 
 
 
·       مرگ ضرری بزرگ در زندگی نيست . ضرر بزرگ در زندگی آن است
 
                           که  وقتی زنده ايم چيزی در درون ما بميرد .
 
·       بزرگترين لذت در دنيا انجام کاری است که ديگران می گويند :
                                  نمی توانی........!!
 
·       اعمال شما ناشی از تصوراتتان می باشد
 
·       رفتارهای شما از انديشه های شما سرچشمه می گيرند
 
·       و هر رفتار به دنبال انديشه ای که از آن نشئت می گيرد بروز می کند
 
·       زندگی اسم نيست در واقع زيستن است.عشق نيست عشق ورزيدن است.
 
رابطه نيست ربط يافتن است. آواز نيست آواز خواندن است.
 
 رقص نيست رقصيدن است.
 
·       بيا لبخند بزنيم
 
·       بدون انتظارپاسخی از دنيا.
 
·       و بدان كه روزی آنقدر شرمنده می شود.
 
·       كه به جای پاسخ لبخند ، به تمام سازهايمان می رقصد.
 
·       باور كن !!!
                                                                                                                                                                      ;                      

 

                            


 

|

 

 

عشق یك جوشش كور است و پیوندی از سر نابینایی
اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال



عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می‌كند و تا هر جا كه یك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می‌گیرد



عشق در غالب دل‌ها، در شكل‌ها و رنگ‌های تقریبا مشابهی متجلی می‌شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشتركی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می‌گیرد و چون روح‌ها بر خلاف غریزه‌ها هر كدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می‌توان گفت: كه به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست



عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌كند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست



عشق، در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشكار رابطه دارد. چنانچه شوپنهاور می‌گوید: شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه كنید
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی‌های روح كه زیبایی‌های محسوس را بگونه‌ای دیگر می‌بیند



عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است
اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت



عشق با دوری و نزدیكی در نوسان است. اگر دوری بطول انجامد ضعیف می‌شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می‌كشد و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می‌ماند
اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است، دنیایش دنیای دیگری است



عشق جوششی یكجانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد كه كیست یك خود جوششی ذاتی است و از ین رو همیشه اشتباه می‌كند و در انتخاب بسختی می‌لغزد و یا همواره یكجانبه می‌ماند و گاه، میان دو بیگانه نا‌همانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریكی است و یكدیگر را نمی‌بینند، پس از انفجار این صاعقه است كه در پرتو رو شنایی آن، چهره یكدیگر را می‌توانند دید و در اینجا است كه گاه، پس جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق كه در چهره هم می‌نگرند، احساس می‌كنند كه هم را نمی‌شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق درد كوچكی نیست


اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز می‌شود و رشد می‌كند و ازین رو است كه همواره پس از آشنایی پدید می‌آید و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یكدیگر می‌خوانند و پس از آشنا شدن است كه خودمانی می‌شوند



دو روح، نه دو نفر، كه ممكن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی‌ها احساس خودمانی بودن كنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است كه بسادگی از زیر دست احساس و فهم می‌گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ كلام یكدیگر احساس می‌شود و از این منزل است كه ناگهان، خودبخود، دو همسفر به چشم می‌بینند كه به پهن‌دشت بی كرانه مهربانی رسیده‌اند و آسمان صاف و بی لك دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افق‌های روشن و پاك و صمیمی ایمان در برابرشان باز می‌شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یك معبد متروك كه در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می‌آورد
دوست داشتن هر لحظه پیام الهام‌های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین‌های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستان‌های دیگر را بهمراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه، بر سر و روی این دو میزند


عشق، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست
اما دوست داشتن، در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می‌كند و با خود به قله بلند اشراق می‌برد

|












 


 

|

 

                                          

 

·        آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواری هم نيست

                     بلكه دشواری رسيدن به سهولت است                                 

·        وقتی توبيخ را با  تمجيد پايان می دهيد ، افراد درباره

    رفتار و عملكرد خود فكر می كنند ، نه رفتار و عملكرد شما

·    سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است

      كه انسان را از بين می برد

·        اگر همان كاری را انجام دهيد كه هميشه انجام می داديد،

        همان نتيجه ای را می گيريد كه هميشه می گرفتيد

·     ما زمان را تلف نمی كنيم ، زمان است كه ما را تلف می كند

·      افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند ،

    بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

·    پيش از آنكه پاسخی بدهی با يك نفر مشورت كن

    ولی پيش از آنكه تصميم بگيری با چند نفر

·        كار بزرگ وجود ندارد ، به شرطی كه آن را 

     به  كارهای كوچكتر تقسيم كنيم

·        كارتان را آغاز كنيد، توانايی انجامش بدنبال می آيد

·        انسان همان می شود كه اغلب به آن می اندیشید

·         همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده ،

    شايد بازگشاينده قفل در باشد

·        تنها راهی كه به شكست می انجامد ، تلاش نكردن است

·   دشوارترين قدم، همان قدم اول است

·       عمر شما از زمانی شروع می شود     

         كه اختيار سرنوشت خويش را در دست می گيريد 

·  آفتاب به گياهی حرارت می دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد

·          وقتي زندگی چيز زيادی به شما نمی دهد ،

      بخاطر اين است كه شما چيز زيادی از آن نخواسته ايد

·  در انديشه آنچه كرده ای مباش، در انديشه آنچه نكرده ای باش

·       امروز، اولين روز از بقية عمر شماست

·   برای كسی كه آهسته و پيوسته می رود، هيچ راهی دور نيست

·  اميد ، درمانی است كه شفا نمی دهد ،

              ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنيم

·        بجای آنكه به تاريكی لعنت فرستيد ، يك شمع روشن كنيد

·                آنچه شما درباره خود فكرمی كنيد ،

 بسيار مهمتر از انديشه هايی است كه ديگران درباره شما دارند

·        آنكه می تواند نسبت به نيكی ديگران ناسپاس باشد ،

                      از دروغ گفتن باك ندارد

·        هركس ، آنچه را كه دلش خواست بگويد ،

             آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود

·             اگر هرروز راهت را عوض كنی ،

                  هرگز به مقصد نخواهي رسيد

·        كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفريح بيابند،

          دير يا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند

·           صاحب اراده ، فقط پيش مرگ زانو می زند ،

           وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست

·     وقتی شخصی گمان كرد كه ديگر احتياجی به پيشرفت ندارد ،  

                        بايد تابوت خود را آماده كند

·   كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند ، آنرا از دست خواهند داد

· كسی كه در آفتاب زحمت كشيده ، حق دارد در سايه استراحت كند

·     بهتر است دوباره بپرسی ٬ تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروی

·  هرگاه مشكلی را مطرح می كنيد ،

                         برای رفع آن هم راه حلی پيشنهاد كنيد

·   كيفيت جامع يعنی درست انجام دادن همه كارها

                                            در همان بار نخست

·        آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد

                                 تا راه شكست دادن را بياموزيد

·        اگر خود را برای آينده آماده نسازيد ،

             بزودی متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد

·        خانه ات را برای ترساندن موش ، آتش مزن

·        خودتان را به زحمت نيندازيد كه از معاصران يا پيشينيان

              بهتر گرديد ، سعی كنيد از خودتان بهتر شويد

·        اينجا ، كار تمام نشده است ، حتی آغاز پايان هم نيست ،

                          اما شايد پايان آغاز باشد

·        خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد ،

                    ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد

·        تنها راهی كه به شكست می‌انجامد ، تلاش نكردن است

·        درباره درخت ، بر اساس ميوه‌اش قضاوت كنيد،

                        نه بر اساس برگهايش

·        از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش نادانی و پايانش پشيمانی است

·        انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه

                خيال می‌كند ديگران را فريب داده است

·             كسی كه دوبار از روی يك سنگ بلغزد ،

                 شايسته است كه هر دو پايش بشكند

·        هركه با بدان نشيند ، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد ،

                    به طريقت ايشان متهم گردد

·        كسی كه به اميد شانس نشسته باشد ، سالها قبل مرده است

·    اگر جلوی اشتباهات خود را نگيريد ،

      آنها جلوی شما را خواهند گرفت

·   اينكه ما گمان می‌كنيم بعضي چيزها محال است ،

    بيشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشيم                                         ;   

 

 

|


:

Photobucket
Shiro Khorshid