گاهنبار در ايران باستان
درهر دینی داد و دهش و خير و خيرات از وظايف عمده پيروان آن دین است .
در دین زرتشتی هر كس وظیفه دارد يك دهم درآمد خود را صرف داد و دهش
و كمك به فقرا و مستمندان كند٬ همچنين بسياری از افراد نيكو كار زرتشتی
قبل از مرگ تمام يا قسمتی از دارائی خود را از قبيل زمين و باغ و آب و
خانه ... وقف مراسم گهنبار و خيرات و داد ودهش و كمك به فقرا همكيشان
خود ميكنند .
يكی از سنن ايرانيان باستان كه برای داد و دهش و خير وخيرات ، برگزار
ميشد ، مجالس ۶ گاهنبار يا گهنبار بود اين آئين بسيار قديمی است و
پيدايش آن به اوايل دوره پيشداديان مربوط ميشود مطابق نقل تاريخ نگاران
اولين بنيا نگذار گهنبار ، جمشيد – شاه پيشدادی – است .
درزمان ، يا پس از ظهور زرتشت ، تغييراتی در روش برگزاری گهنبار داده
شد . درابتدا بخشهايی از اوستا را موبدان ميخواندند ، آنگاه سفره عام
ميكشيدند و هر كس – اعم از فقير و غنی – برسر سفره گهنبار مينشستند
و از آن استفاده ميكردند . اين روش تا زمان انوشيروان ساسانی ادامه يافت.
در زمان او بعلت اوج گرفتن فاصله طبقاتی بين مردم تغييراتی در آيين گهنبار
به وجود آمد .
شش گاهنبار يا گهنبار يا گاهان بار – بطور كلی – اشاره به شش گاه ياشش
هنگام از اوقات مختلف سال دارد كه موقع آفرينش عالم و عالميان ميباشد . در
آيين مزد يسنی زرتشت ، اين شش گاه يا شش هنگام را به شكرانه نعمت های
خداوند متعال جشن ميگيرند و زرتشتيان – مانند ايرانيان قديم – در اين جشنها
بذل و بخشش و داد ودهش و خير وخيرات مينمايند و سپاس اهورامزدا را بجای
مي آورند. درآمد و منافع حاصله از موقوفات گهنبار نيز در اين ايام صرف نيات
خير خواهانه و نيكو كارانه واقف ميشود. گذشته از اينكه اين شش هنگام ،
موقع خلقت جهان و ساير موجودات و مخلوقات ميباشد ، انسان در اين روزها
نيز از كار و كوشش خود نتيجه بدست ميآورد و فايده ميبرد؛ از قبيل برداشت
محصول و بدست آ وردن ميوه ها و خوراكيها و غيره . هركدام از اين جشن ها
كه در شش موقع انجام ميگيرد ، به مدت پنج روز ادامه مي يابد و روز آخر آن
از همه مهمتر و گراميتر است و در واقع چهار روز اول به منزله مقدمات جشن
است و جشن و مراسم حقيقي در روز پنجم برپا ميشود . گاهان بار از دو كلمه
تركيب شده : ((گاهان )) كه به معني گاهها يعني اوقات است و(( بار)) كه به
معني بار و بر و نتيجه و ثمر ، و همچنين مجلس و محفل و انجمن همگاني و
بار عام ميباشد . بعضي اين كلمه را (( گاه انبار )) دانسته و موقع انبار كردن
نوشته اند ؛ در صورتيكه چنين نيست و اين معني با مفهوم كلمه تطبيق نميكند ؛
زيرا در همه اين شش هنگام ، آذوقه به انبار نمي آورند و چيزي در انبار نمي
گذارند كه اين معني بر آن مصداق پيدا كند ؛ بلكه همچنان كه گفته شد ،
(( گاهان )) جمع گاه به معني اوقات است . موضوع ديگري كه گفته مارا تاييد
ميكند ، يادداشتهاي پهلوي است كه گاهان بار را در پهلوي (( گاسان بار ))
نوشته است گاسان جمع (( گاس )) است كه به معني وقت و هنگام ميباشد ؛
بنابر اين گاسان بار در پهلوي به معني وقت هاي بار و بر يا مجلس جشن است.
از آنچه گذشت واضح شد كه (( گاهان )) فارسي برابر (( گاسان )) پهلوي است
كه جمع (( گاس )) و به معني گاه است . گاهانبار را گاهي مختصر ميكنند و
گهنبار يا گاهنبار تلفظ مينمايند .
قبل از طلوع آفتاب روز اول هر چهره از گاهان بار ، موبدان زرتشتي و ساير
مردان و جوانان ، مراسمي را به نام (( واژيشت )) برگزار ميكنند . شش
گاهانبار سال نزد زرتشتيان ايران و هند اوقات عبادت و نيكي و خيرات و كمك به
مستمندان است . از وجوهات مربوط به اوقات گاهانبارو از محل در آمد و منافع
موقوفاتي كه بر گهنبار وقف شده اند مراسم و جشنهاي بزرگ مي آرايند ،
توانگر و بي نوا هر دو درآن شركت ميكنند ، آناني كه خود از عهده مخارج اين
مراسم بر نمي آيند بايد در مراسم ديني كه ديگران باني آن هستند يا از
موقوفات مربوطه داير ميشود شركت كنند و از خوان نعمت توانگران كه در همه
جا گسترده ميشود بهره مند گردند.
آفرينگان گاهنبار:
در اوستا واژه هاي آفرينه ، آفريونه و آفريتي از ريشه فري است كه
به معني ستودن و گرامي داشتن و آفرين گفتن و تحسين كردن و
خشنود گردانيدن است. دعاهايي كه با واژه آفرين آغاز ميشوند،اغلب
در پس مردگان جهت آمرزش و گرامي داشت خوانده ميشود، يا در
اعياد و مراسم ديني جهت همين منظور مي خوانند. مراسم آفرينگان
خواني يا در آدريان خوانده و برگزار ميشود و يا اينكه موبدان آن را
در خانه كسي كه چنين مراسمي را برگزار نمايد، انجام ميدهند.
براي برگزاري و شركت در اين مراسم ، لازم است پاكيزگي انجام
شود كه ان را پادياب (= پادياو PADYAV)مينامند ودر اغلب مراسم
ديني ، هر شركت كننده بايد اين فريضه را انجام دهد . در آغاز لازم
است پادياب كننده (( خشنوتره اهوره مزدا)) به خشنودي اهورا مزدا
را خوانده و يكبار نيز ((اشم وهو)) بخواند ، پس صورت ودستها
وپاها را شسته و كمربند مقدس يعني كشتي خودراباز نموده و
دعاي كشتي را بخواند و دوباره كمربندش را ببندد . مراسم را دو موبد
(زوت و راسپي) برگزار ميكنند ودر آتش دان ، چوبهاي خوشبو و
عود ميسوزانند . ظرف هاي لرك (آجيل هفت مغز) و ميوه وآشاميدني
و شمع هاي روشن از لوازم است .
زوت شروع ميكنند به خواندن پازند آفرينگان و متن اوستائي را هر
دو موبد با هم ميخوانند درحين اوستا خواني ، موبد يار ، ميوه ها را
پاره ميكند تا متبرك گردد و
پس از پايان خواندن اوستا ، همه حاضرين از لرك و ميوه ميل ميكنند
و بهره مند ميگردند. يكي از مصارف موقوفات گهنبار كه در وقف
نامه ها به آن اشاره شده
انجام مراسم آفرينگان گهنبار است كه آنرا موبدان در طي پنج روز كه
مدت هريك از گاهنبارهاست ، طي تشريفات ياد شده ميخوانند كه
ترجمه آن چنين است :
به خشنودي اهورامزدا برزبان ميآورم و ميخوانم بهترين نيايشهارا .
برزبان ميآورم ازجان ، باباوري نيك كه مزدا پرست زرتشتي و دشمن
همه بديها وپيرو آئين اهورائي ميباشم . نيايش و آفرين ميخوانم همه
گاهها و هنگامهاي روز وماه
و جشنهاي سال ( گهنبار ) را كه ردان وسروران هستند و با خشنودي
ستايش ميكنم ، و اين نيايش را به هنگام بامدادان ميسرايم . نيايش
ميكنم و آفرين ميخوانم برای همه گهنبارهاي سال
گاهانبار ها يا گاسانبارها
علاوه بر اينگونه مواقع که هفت روز جشن يا سه روز مهمانی ،درايران برپا می شد ، جشنها ی ديگری، غير از نوروز و سده و مهرگان نيز درايران مرسوم بود که بنام جشنهای مذهبی ، گاهنبار خوانده میشد. واژه جشن ، از یزش و يزشن آمده است . و يزش بهمان معنی عبادت و پرستش است که امروز به کار میرود ، از همين ريشه است که ( يسن ) و ( يشت ) پديد آمده و واژه مرکب ( مزديسن ) يعنی پرستنده مزدا ( خدای دانا ). جشنهای گاهنبار ، عبارت از شش جشن بود که علت برگزاری آنهم ، جشنهائی بمناسبت تغييرات طبيعی فصلهای سال بود ه است. اما در اواخر ، هر يک از پديده های جهان مثل آسمان و زمين و ... را در يکی از اين روز ها تصور کرده اند. . و به نظر ميرسد که چنين گمانی مربوط به زمان اخير بوده است . ( يعنی ميتوان اينطور برداشت کرد که اگر زمان آفرينش که در حال حاضر ۴ ميليارد سال تخمین زده شده است را ۳۶۵روز در نظر بگيريم ، مراحل شش گانه آفرينش در شش روز پايانی اتفاق افتاده است . و نه زمان خود زرتشت ، زيرا که در گفتار هائی که راجع به آفرينش و پديد آمدن خرد و نيرو و توانائی در قالب آفربنش کيومرث آمده ، فلسفه آفرينش در نزد ايرانيان بسيار بسيار عميق تر از آنست که فی المثل گمان بريم ، آسمان در روز دی بمهر ارديبهشت ماه ( ۱۵ ارديبهشت ) بوجود آمده است و اينها مسلما از تغييرا تی است مع در طول زمان در فلسفه زرتشت پديد آمده و اما : ۱- گاها نبا ر اول – ميديو زرم : ميان بهار سه ماهه، چهل و پنجمين روز سال خورشيدی ( دی بمهر ارديبهشت ماه ،ارديبهشت ماه ) ۲- گاهنبار دوم – ميديو شهم : ميان تابستان هفت ماهه، يکصد و پنجمين روز سال خورشيدی ( دی بمهر تير ماه – ۱۵ تير ماه) ۳- گاهنبا ر سوم – پيتی شهم : پايان تابستان سه ماهه، يکصد و هشتا دو پنجمين روز سال ( انارام روز شهریور – ۳۰ شهريور ) ۴- گاهنبار چهارم – ايا سرم : پايان تابستا ن هفت ماه، دويست و دهمين روز سال ( انارام روز مهر ماه – ۳۰ مهر ) ۵– گاهنبار پنجم – ميديارم : ميان زمستان پنج ماهه، دويست و نودمين روز سال روز دیماه – ۲۰ دی. زمانی برگزار ميگردد که هنگام آرامش و استراحت دامدارا ن آفريده شدن جانوران بر روی زمین است. ۶– گاهنبار ششم – همس پت ميديم : پايان زمستان پنج ماهه، سيصد و شصت و پنجمين روز سال – روز وهشتو اشت. بگفته روانشاد پور داوود...( نظر به معنی لفظی کلمات، گهنبار ها، اساسا جشن هائی بود برای اوقات مختلف سال، ميديو زرم – بمعنی ميان بهار و اين جشنی است در نيمه بهار هنگامی که زمين سبز و خرم است. ميديو شهم – يعنی ميا ن تابستان و در اين گاهان بار آب آفريده شده است. پيتی شهم گاه يعنی – دانه آور و از آن، و قتی اراده شده که گندم رسيده و خرمن بدست می آيد و درباور زرتشتيان هنگام آفريده شدن زمين از سوی خداوند است . اياسرم – يعنی بر گشت و از آن ، هنگامی اراده شده که چوپان با گله پيش آمد . زمستان از چرا گاه تابستانی به خانه بر می گردد. ميديا ريم يعنی – ميان سال ، همس پت ميدیم برابر شدن روز و شب را معنی ميدهد . در باور زرتشتيان هنگام آفرينش انسان است . اين جشن اخير که به فروهر ها اختصاص دارد در هنگامی است که ( فروهر) های درگذشتگان از برای سرکشی باز ماندگان خود فرود می آیند . در قسمت جشنهای ساليانه کردان ، جشنها ئی را می بينيد که ياد آور اين گاهنبا رها است . فی المثل جشنی به نام ( سو دانه گيا دروان ) در بين کردان بر پا می شود که مصادف با ۲۱فروردين است و در آن گياهان مزارع را به کمک يکديگر درو می کنند. و اين نظير ميديو زرم است. يا اينکه جشن ( سورانه خرمن جو ) شبیه است به گاهنبار پيتی شهم بخصوص ( جيش نه هوار غان ) که جشن برگشتن گوسفندان از ييلاق به خانه است که درست در مهر ماه انجام می گيرد و مطابق است با گا هنبار ايا سرم.




با درود به :